محمد مهدى ملايرى
38
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نوشتهء مورخان هم غالبا دبيران در رديف وزيران و هردو همچون دو گروه از بزرگان نام برده شدهاند كه در كارهاى مهم مملكتى دخالت داشتهاند « 1 » و حتى در بعضى موارد نام دبيربد يعنى سرپرست كل اين دستگاه ديوانى را در رديف بزرگترين مقامهاى دولت ساسانى مىيابيم « 2 » و به همين سبب براى پذيرفتن افراد در سلك دبيران و كارگزاران ديوان رسم و آئينى خاص و آزمايشى نسبتا دشوار نهاده بودند و جز از طبقهء بزرگان - آن هم با اجازهء مخصوص شاه - كسى را در كار دبيرى نمىپذيرفتند . اين سختگيرى بدان سبب بود كه ديوان شاهى كه همهء دستگاههاى مالى و ادارى مملكت را از كشورى و لشكرى دربرمىگرفت ، به منزلهء ستون فقرات دولت و مركز اسرار مملكت بود و با نظامى كه در آن دوران بر اجتماع حكمفرما بود ، ورود در آن دستگاه به كسانى اختصاص داشت كه هم از دودمانهاى سرشناس و مورد اعتماد باشند و هم با آموزشهاى علمى و تمرينهاى عملى مهارت فنى و دانش و ادب لازم را به دست آورده و در زمرهء اهل رأى و تدبير درآمده و شايستهء همنشينى با بزرگان و دولتمردان گرديده باشند .
--> را مرتب مىنمودند و محاسبات دولت را اداره مىكردند . در مكاتبه با دشمنان و معاندان پادشاه بايستى به مقتضاى مقام گاهى عادلانه و مسالمتآميز چيز بنويسد و زمانى به تهديد و تخويف بپردازند . اما اگر در مصافى خصم برترى مىيافت ، حيات دبيران بر باد مىرفت . چنان كه شاپور پسر اردشير اول داد و نداد منشى آخرين پادشاه اشكانى را به دست خود هلاك كرد ، زيرا كه از جانب پادشاه خود نامهء اهانتآميز به اردشير نوشته بود ( كريستنسن ترجمهء رشيد ياسمى ص 83 ) . مقايسه شود با سرنوشت عبد الحميد منشى آخرين خليفهء اموى و هلاك او در زمان نخستين خليفهء عباسى . ( 1 ) . در رويداد قيام بزرگان دولت ساسانى بر خسرو پرويز و گرفتن و زندانى كردن او و نشاندن پسرش شيرويه به جاى او ، كسى كه واسطهء رساندن پيام شيرويه به خسرو پرويز و آوردن پاسخ او بود يزدان گشسب دبيربد يا چنان كه در الاخبار الطوال آمده رئيس كتّاب الرسائل بود . ( الاخبار الطوال ، ص 107 ) دينورى هم نام رئيس وزراى هرمز پدر خسرو پرويز را كه به دست پسر عمّش در هنگامى كه از سوى هرمز به نزد بهرام چوبين مىرفته در بين راه كشته شده ، يزدان گشسب نوشته است ( ص 82 - 84 ) . ( 2 ) . كريستنسن ص 131 .